خصلت مقایسهگری در ذات فرد انسانی وجود دارد و هماره ذهن او را تحریک میکند تا این کار را انجام دهد. انسان در هر موقعیت و طبقه اجتماعی، در هر مرتبه از سطوح مدیریتی و شغلی سیاسی و در هر سن و سال و جنسیتی، چند نوع مقایسه را در ذهن خویش انجام میدهد. او، امروزش را با دیروز یا امسال را با سال پیش مقایسه میکند تا بفهمد چه چیزهایی را که میخواسته به دست آورده است و کدام چیزهایی را که میخواست به دست نیاورده است.
خصلت مقایسهگری در ذات فرد انسانی وجود دارد و هماره ذهن او را تحریک میکند تا این کار را انجام دهد. انسان در هر موقعیت و طبقه اجتماعی، در هر مرتبه از سطوح مدیریتی و شغلی سیاسی و در هر سن و سال و جنسیتی، چند نوع مقایسه را در ذهن خویش انجام میدهد. او، امروزش را با دیروز یا امسال را با سال پیش مقایسه میکند تا بفهمد چه چیزهایی را که میخواسته به دست آورده است و کدام چیزهایی را که میخواست به دست نیاورده است. علاوه بر این، فرد انسانی همواره در ذهن، حال و روز خود را با حال و روز همسایگان، دوستان و همکاران مقایسه میکند. در صورتی که «جامعه» را پدیدهای زنده، پویا و بالنده بدانیم که حافظه تاریخی نیرومندی نیز دارد، میتوان گفت، خرد جمعی جامعهها نیز همانند یک فرد انسانی، همواره همان دو مقایسه را انجام میدهند. خصلت مقایسهگری از دیرباز تاریخ تا امروز همزاد فرد انسانی و جامعه بوده و هست، اما کیفیت و شرایط آن به مرور زمان تفاوتهای آشکار پیدا میکند. این تفاوت به ویژه در مقایسه با همسایگان و دیگران، به دلیل رشد و توسعه حیرتآور ابزار اطلاعرسانی، به خوبی قابل حس کردن است.
اگر در گذشتههای حتی نه چندان دور، خصلت مقایسهگری میان امروز و دیروز جامعه خودی با دیگر جامعهها منحصر به قشر کوچکی از صاحبمنصبان و متمولان سیاسی و مالی بود که به این کشور یا آن کشور میرفتند، اما دنیای امروز به اندازه یک دهکده شده و همه شهروندان عادی نیز با شدت یا ضعف قادر به این مقایسهگری شدهاند. تفاوت دیگری که به لحاظ مقایسهگری در حال حاضر با گذشته وجود دارد، ناتوانی جامعهها به ویژه نهادهای اصلی قدرت در پنهانسازی شرایط و شاخصها است. جهانی شدن ارتباطات، اقتصاد و سیاست موجب شده است توانایی دولتها در عدم ارایه آمار و اطلاعات مورد نیاز نهادهای جهانی با هدف مقایسهگری روندی کاهنده پیدا کند.
برای اینکه این ادعا ثابت شود، کافی است همین الان به اینترنت مراجعه کرده و سایتهای آنکتاد، بیزینس مانیتور، سازمان بینالمللی شفافیت، صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی، سازمان تجارت جهانی، یونسکو، یونیسف و دهها نهاد و موسسه جهانی دیگر را نگاه کنید و جامعه ایران را با دیگر کشورها به لحاظ شاخصهای سرمایهگذاری، رشد اقتصادی، ذخایر ارزی، بدهی بینالمللی، سطح سرانه درمان و بهداشت، آزادی کسب و کار، درجه مبارزه با فساد اقتصادی و ... مقایسه کنید. به طور مثال میتوان از تازهترین گزارش کنفرانس توسعه و تجارت سازمان ملل متحد (آنکتاد) نام برد و دید که میزان سرمایهگذاری خارجی جذب شده به ایران در مقایسه با عربستان، ترکیه، امارات و لبنان چگونه است. آمار این سازمان نشان میدهد در حالی که عربستان در سال 2008 توانسته است 38 میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی جذب کند و ترکیه با 18 میلیارد دلار و امارات متحده عربی با 13 میلیارد دلار در مقامهای بعدی قرار دارند، ایران در همین سال 5/1 میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی داشته است. یک محاسبه کوتاه مقایسهای نشان میدهد عربستان، ترکیه، و امارات در سال 2008 به ترتیب حدود 25 برابر، 12 برابر و 8 برابر ایران سرمایهگذاری خارجی جذب کردهاند. این مقایسهگری را میتوان درباره شاخصهای سیاسی و اقتصادی نیز انجام داد.
پرسش بعدی و بااهمیت این است که آیا مقایسهگری برای فرد انسانی و جامعه مفید یا مضر است؟ برخی شخصیتها و رهبران احزاب و مسوولان حکومتی شاید بگویند این مقایسه کردنها بر پایه ارزشهای بیگانگان فایدهای ندارد و حتی ممکن است به لحاظ روحی و روانی موجب دلسردی و آشفتگی شهروندان شود. در این صورت، آشکار کردن مقایسه با ارزشها و شاخصهای پذیرفته شده در جهان به ویژه در کشورهای غربی ضرورت ندارد و بهتر است تا جایی که امکان دارد اخبار این مقایسهها در میان شهروندان توزیع نشود و یا در صورتی که چارهای جز انتشار آن نبود، با تفسیرها همراه شود.
گروه دیگری میگویند چون مقایسهگری در ذات فرد انسانی و حافظه جمعی جامعهها نهفته است و این ذاتی بودن موجب تحرک همیشگی ذهن است، اگر زمینه های بروز و ظهور پیدا نکند، به خوابآلودگی و غفلت منجر شده و ممکن است روزی مقایسه انجام شود که فایدهای نداشته باشد. بنابراین فضای رسانهای جامعه و فضای سیاسی سرزمینها باید گونهای باشد که اولا امکان مقایسه واقعی و دور از تحریف وجود داشته باشد و ثانیا مقایسهکنندگان بیم و هراسی از اظهارنظرهای کارشناسی نداشته باشند. این اتفاق اگر نیفتد، تواناییها و ناتواناییهای فرد انسانی و جامعه آشکار نمیشود و غفلت و فراموشی کار را به جایی میرساند که امکان تحرک برای پیشرفت و عقبماندگی را سلب میکند. از آنجایی که مقایسهگری را نمیتوان از ذات انسان و جامعه بیرون کرد، اگر این ویژگی امکان ظهور و بروز نیابد به کژروی، آشفتگی ذهن، خیالپردازی و تحریف واقعیتها منجر شده و روزی میرسد که اگر هم قرار است کاری صورت پذیرد، توانایی لازم پیدا نمیشود.
نکته دیگر و بسیار مهم این است که در دنیای امروز امکان و احتمال اینکه یک فرد و یک جامعه به طور ارادی بخواهد خصلت مقایسهگری را سرکوب کند، با دشواری مواجه خواهد شد، چون اخبار و گزارشهای مقایسهای از سوی دیگران همچون برق و باد میرسند و تمامی ندارند. اکنون میتوان پرسید که جامعه ایرانی آیا در مقایسه با همسایگانش به لحاظ بهبود وضعیت کسب و کار و معیشت که خواسته اصلی و تغییرناپذیر شهروندان است در کجا ایستاده و با کدام سرعت و کیفیت پیش میرود؟ آیا ایران که روزی از نظر درآمد سرانه به کره جنوبی و ترکیه نزدیک بود، اکنون در همین فاصله قرار دارد؟ آیا شاخص استفاده از اینترنت پرسرعت میان شهروندان ایرانی و ترکیهای و کرهای در نزدیکی هم هستند؟ و ... .






